|
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟ میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود
شب که می رسد به خودم وعده می دهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت. صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم، رسیدن شب را بهانه می کنم. وباز شب می رسد و صبحی دیگر.... ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم. بگذار میان شب و روز باقی بماند؛ که چقدر
دلم واسه تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه، چشمانش قرمز بود برایش گریستم، آخر او از تنهایی مرده بود، تنهایی مرد و من تنهاتر شدم
در جلسه امتحان عشق من مانده ام و يك برگه سفيد ! يك دنيا حرف نا گفتني و يك بغل تنهايي و دلتنگي ... درد دل من در اين كاغذ كوچك جا نمي شود ! در اين سكوت بغض آلود قطره كوچكي هوس سرسر بازي مي كند ! و برگه سفيدم عاشقانه قطره را به آغوش مي كشد ! عشق تو نوشتني نيست ... در برگه ام ، كنار آن قطره يك قلب كوچك مي كشم ! وقت تمام است . برگه ها بالا ...
دوستت دارم بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و بيشتر از آنچه باور داري عاشق تو هستم بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم. عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي ندارد! دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني! تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به تو! از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس! عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من ابراز كردي و آموختي! آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن! عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد ! عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم! عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم! عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست! تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم . دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست! مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از اشكهاي تو! با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است! عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را ! عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد ! اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پر از دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند
توی آسمن دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟! واسه من ، واسه من تنهایی درد،درد هیچ کسو نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن دیگه باور کردم اینرو که باید تنها بمونم تا دم لحظه ی مردن شعر تنها یی بخونم.
در آخرین بیت صدا آنجا که دل به آسمان راه دارد، می توان با یک قدم به سوی حقیقت بال گشود. در پشت پنجره ی غبار آلود انتظار، شاید قاصدک خبر چین را دید. شاید در باغ سکوت لحظه ها، تبسم خیالی عشق را یافت. در لحظه لحظه های جدایی، واژه های مرگ پیداست، در سایه های کم رنگ امید نشانه ای از بودن نیست. در زیر چتر غم زده نمی توان خود را از بغض خالی کرد. باید دل را زیر باران شست. باید دوست را زیر باران دید، باید عشق را زیر باران یافت. باران لبخندی است از رهایی به سوی آزادی.
و آن زمان که عاشق مي شوي و مي داني که عشقي هست و باور داري کسي که تو را دوست دارد و در آن شبهاي سرد و يخبندان با تو مي ماند در آن لحظات مي فهمي دوست داشتن چقدر زيباست .... و آن زمان که کسي در فراسوي خيال تو نيست و تو تنهاي تنها در جاده هاي برهوت زندگي قدم مي زني تنها اوست که به توآرامش خيال مي دهد .... عشقم با تو جانی دوباره می گیرم و این جون نا قابل رو نثارعشق بی همتات میکنم. بیا پیشم با من حرف بزن آرومم میکنی چون نیازم به نیازت زنده است. دلم با صفای دلت آروم میشه این آرامش با گرمی صدات تا اوج بی نهایت پرواز میکنه. ای تک ستاره م .. عاشقت میمونم تا زمانی که نفسم با نفس تو آمیخته.. یعنی تا آخرین نفس ..
تمام نا تمامی های من با تو تمام می شود تمام بغض صدای من با تو شکسته می شود تمام دیدگانم با دیدن دیدگان پر از خالی از اشک تو گریان می شود تمام سکوت لبانم با دیدن تو به حرف می اید عقربه های ساعت گرمای نفس تو به حرکت در می اید قناری کوچک اتاق من با صدای تو به چیک چیک می افتد آری قناری اتاق من هم میداند طنین صدای تو تمام صداهای بی صدا را به صدا در می اورد......... تمام نا گفته های من با تو گفته می شود
عجب صبری خدا ادرد! اگر من جای او بودم که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان،جهان را با همه زیبایی وزشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان ولرزان،دیگری پوشیده از صد جامه رنگین زمین وآسمان را واژگون مستانه می کردم عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه،چند بزمی،گرم عیش ونوش می دیدم،نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم بر لب پیمانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم،نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان سجه صد دانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه آواره ودیوانه می کردم عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سراپای وجود بیوفا معشوق را پروانه میکردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم به عرش کبریایی با همه صبر خدایی تا که می دیدم عزیزی نابجا ناز بر یک نارواگردیده خواری می فروشد، گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم. عجب صبری خدا دارد ! چرا من جای او باشم؟همین بهتر که او خود جای خود بنشسته وتاب وتماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،وگرنه من بجای او چو بودم، یک نفس کی عادلانه سازشی باجاهل فرزانه می کردم! *عجب صبری خدا دارد*
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم
عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن، با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق میورزيم. زندگی حقيقی در عشق خدا و مهر به موجودات ريشه دارد، برخاك تواضع میرويد و ميوهاش معرفت الهیست. شعله عشق هرگز خاموش نمیشود . تمامی ظلمت دنيا هم قادر به خاموش كردن آن نيستند. تنها عشق حقيقی عشق الهیاست . انواع ديگر عشق در صورتی مفيدند كه عشق الهی در قلب حضور داشته باشد. عشق حتی زمانی كه آسيب ببيند نمیتواند آسيب برساند. عشق صبور، بخشاينده و وفادار است. عشق اعتماد میكند و میبخشد بیآن كه به فكر گرفتن باشد. مهمترين وظيفه برای جوينده معنويت، پرورش عشق به خداست. با عشق به زنجديدگان میتوان به خدا عشق ورزيد. راه عشق شعلهها هموار میكنند، راه عشق را فقط كسانی میپيمايند كه شهامت آن را دارند از ميان شعلهها بگذرند، فقط چنين كسانی به سرور ابدی دست خواهند يافت. عشق منجی جهان است. پردهها را كنار بزنيد تا عشق وارد شود، تا اگر تندبادها خروشند و توفانها شما را در برگيرند در آرامش باشيد. منتظر نشويد تا ديگران به شما عشق بورزند، بلكه نخست شما بايد به آنها عشق بورزيد.
قربونش بره اجي عسل................... لطفا برای داداش گلم نظر بدین داداش من خیلی بسر باهوشی هست و خیلی با حاله وای هرچی از وروجک بازی هاش بگم کم گفتم خلاصه بگم با ادب دوستاي گلم نطر يادتون نره
عشـق یعنـی هـمون سـلام اول عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب عشق یعنی انفجار احساسات عشق یعنی کم کردن فاصله ها عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی عشق یعنی من وتو ما میشویم عشق یعنی حرفشو باور کنی عشـق یـعنی جادوش کنی
|
About![]()
Archivesهفته اوّل دی 1387هفته سوم مهر 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل بهمن 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 Links
موزيك هاي جديد |